X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1386
روزگاری را سپری می کنیم که قابل توصیف نیست.خیلی پیچده شده است.معلوم نیست که آیندگان چگونه با این قضایا می توانند تحلیل و تصمیم بگیرند.مقامات ارشد نظام از قانون و قانون مداری حرف می زنند.مسئولین دولتی از رعایت کامل قانون می گویند.مسئولین نظارتی بر نظارت اصولی و غیر سلیقگی تکیه می کنند.اما عده ای حرف از جفا و ظلم آشکار به میان می آورند.آن یکی فاجعه می پندارد.دیگری بر خبر خوشش می نازد.دیگری با افتخار و با جسارت انصراف می دهد.آن یکی که سالیان درازی را به نقد جناح مقابلش می پرداخت ناگهان حرف از کم تجربگی جناح مطبوعش می زند. و به حاکمیت جاری اعتراض می کند.هم تحلیلش سخت است و هم تصمیمی گیری.روزگاری دخالت نظامیان در سیاست امری زشت و ناپسند بود.و به محض این که فرمانده یا درجه داری این جسارت را می کرد.مورد سرزنش همه قرار می گرفت.و صد البته مقامات ارشد نظامی جلوی او را قبل از خبری شدن مسئله می گرفتند.اما چه کنیم که قبح این مسئله هم شکسته شده است.سالهای گذشته کسی که صلاحیت حضور در انتخابات را نداشت منفور به نظر می رسید اما الان با افتخار فریاد می زند که دولت کریمه نهم بنده را ردصلاحیت کرده است.بگذریم که ظلم و ستم بزرگی به این ملت می رود.
چندی پیش با دوستان که حرف می زدم احساس کردم که گمان می کنند هر چه بر نظام جمهوری اسلامی می گذرد همواری یکسان بوده است.می پندارند که این نظام اساسا مشکل داشت.اما تصور دیگری دارم.حکومت خفاقان ستم شاهی چاره ای جز انقلاب نداشت. عباس عبدی
در مقاله ای علت انقلاب کردن هم نسلانش را توضیح داده است.مردی که هم زندان شاه را دیده است و هم زندان جمهوری اسلامی.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران آیت الله خمینی حرف از قانون می زد.قبل از آن که حرف از حکومت فقیهان بزند.بر عزت ملت و شاه تکیه داشت.ایشان در تلگرافی به شاه می گوید :
"آقای علم ار نشر افکارعمومی در مطبوعات و انعکاس تلگراف مسلمین و اظهار تظلم آنها به اعلیحضرت و علمای ملت جلوگیری کرده و می کند و برخلاف قانون اساسی مطبوعات کشور را مختنق کرده و به وسیله مامورین در اطراف مملکت،ملت مسلمان را که می خواهند عرض خود را به اعلیحضرت و علمای ملت برسانند،ارعاب وتهداد می کند..."
"ایشان(علم) نه به امر خداوند قاهر گردن نهادند و نه به قانون اساسی، و قانون مجلس اعتنا نمودند و نه امر ملکوکانه را اطاعت کردند و نه به نصیحت علما اسلام توجه نمودند...."
در ذهنم هست که در پست های آتی بخشی را به این جور مطالب اختصاص بدهم.برای خودم که جالب است.